رفتم رفتم
رفتم و بار سفر بستم
با تو هستم هركجا
هستم
از عشق تو جاودان ماند ترانه من
با یاد تو زنده ام عشقت بهانه
من
پیدا شو چو ماه نو گاهی به خانه من
تا ریزد گل از رخت در آشیانه
من
رفتم و بار سفر بستم  با تو هستم هركجا هستم

آهم را می شنیدی به حال
زارم می رسیدی
نازت را می خریدم تو ناز من را می كشیدی
به خدا كه تو از نظرم
نروی
چو روم ز برت ز برم نروی
رفتم و بار سفر بستم با تو هستم هركجا
هستم

اگر مراد ما برآید چه شود
شب فراغ ما سرآید چه شود
به خدا كس ز
حال من خبر نشد
كه به جز غم نصیبم از سفر نشد
نروی یك نفس ز پیش چشم من
كه
به چشمم به جز تو جلوه گر نشد
رفتم و بار سفر بستم   با تو هستم هركجا
هستم

نوشته شده در تاریخ شنبه 13 آذر 1389    | توسط: سارا رضوی    |    نظرات()